امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید
.

مرنج از من ، که دل را نباشد طالقت رنجت / به دنیایی نمی بخشم صفای قلب یکرنگت . . .

.

.

.

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .

.

.

.

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق واو زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:57  توسط arsalan shapaloo  | 

.

.

دلامون بزرگه تنگش نکنیم ، زندگی آسونه سختش نکنیم ، رفاقت قشنگه ترکش نکنیم!

.

.

.

ای مثل غرور ساده ی آیینه فاش

کاری نکنی شکستگی آید و کاش

دیدار تو با آیینه حرفی دارد

هم با همه باش و هم جدا از همه باش

.

.

.

ساده بودم که تورا ساده تصور کردم / بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

آشنا با همه ی پنجره های شهرم / چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم

.

.

.

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم !

.

.

.

“به یاد” هم بودن ، قشنگترین هدیه ایست که نیاز به “با هم” بودن ندارد . . .

 

.

.

.

می پوشانم دلتنگی ام را با بستری از کلمات ، اما باز کسی در دلم “تو” را صدا می زند . . .

.

.

.

منم دلتنگ رویت / دلم آید به سویت

چه کردی با دل من / که کرده آرزویت . . .

.

.

.

دوست مزرعه ی سرسبزی است که با امید و عشق

در آن بذر می افشانی و با سپاس آن را درو میکنی . . .

.

.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:57  توسط arsalan shapaloo  | 

من ، تو ; ما

یادت هست ؟

تمام شد …

حالا : تو ، او ; شما

من هم به سلامت . . .

.

.

.

ای صبا گر بگذری از کوی مهرافشان دوست / دوست ما را گو سلامی ، دل همیشه تنگ اوست .

.

.

.

دلبرا در دل سنگ تو وفا نیست چرا ؟ / کافران را دل نرم است و تو را نیست چرا ؟

هر که قتلی بکند، کشته بهایی بدهد / تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا ؟

.

.

.

کاش میشد در میان اطلسیها خانه کرد / کاش میشد با نگاه بی کسی کاشانه کرد

باد و باران را میان دام کرد و دم نزد / کاش میشد با صدایی عاشقانه ناله کرد . . .

.

.

.

پیراهن خیس ابر تن پوش من است

صد باغ تبر خورده در آغوش من است

این زندگی کبود این تلخ بنفش

زخمی است که سالهاست بر دوش من است . . .

.

.

.

بخار شیشه ایم ، نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !

.

.

.

تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست

من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم ، که با من صادق بود . . .

.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:57  توسط arsalan shapaloo  |